در حال ساختن آینده‌ایم

چگونه با روزانه ۲ دقیقه نوشتن ، حال خود را خوب کنیم؟

0 112

من یک نویسنده به دنیا نیامده‌ام. در حقیقت، در بیشتر زمان زندگی خود از نویسندگی متنفر بودم. به زور می‌توانستم یک جمله را به شکل کامل و با معنی به هم ربط دهم. همیشه احساس خنگی می‌کردم چون از گرامر و دستور زبان و نوشتن سر در نمی‌آوردم. هر نمرۀ خوبی که در دانشگاه از اساتید خود می‌گرفتم به خاطر محتوای خوب خودِ متن بود ولی همیشه از بخش گرامر نمره‌های بدی می‌گرفتم. همیشه نسبت به کسانی که از نظر ادبی و معنایی قوی بودند حسادت می‌کردم. تصور می‌کردم آنها موجودات برتر و فرازمینی هستند و من تنها کند ذهن مدرسه‌ام. این داستان ادامه داشت تا اینکه در تابستانی که ازدواج کردم با لذت نویسندگی آشنا شدم.

ازدواج، اتفاق فوق‌العاده جذابی است ولی من برایم سخت بود که تخت خودم را با کسی شریک شوم. من به عنوان یک مرد چاق، تخت خودم را با هیچ هم اتاقی شریک نمی‌شدم. هر شبی که می‌گذشت، بیشتر در کنار عروس خودم احساس ناخوشایندی داشتم و نمی‌توانستم راحت در کنار او بخوابم. یک شب با خودم فکر کردم که به جای اینکه داخل تخت غلت بزنم و دعا کنم که خوابم ببرد، می‌توانم برخیزم و از این ساعت‌های بی‌خوابی به شکل خوبی استفاده کنم. در نتیجه بلند شدم و پشت میز نشستم و شروع به نوشتن کردم. از این اتفاق حدود هشت سال می‌گذرد و من دیگر هیچ وقت آن آدم قبلی نبودم.

نوشتن به معنای خالی شدن ذهن است اما برای آن نیازی نیست حتما قلم و کاغذ بردارید. کامپیوتر شما هم می‌تواند محلی برای نوشتن باشد.

آن شب، من را با یکی از بزرگترین و البته مفیدترین وابستگی‌ها و اعتیادهای زندگی‌ام آشنا کرد. بله، درست است، اعتیاد! من بدون اغراق معتاد به نویسندگی شدم. اگر موقعیتی داشتم و می‌توانستم، کل روز را تحقیق و جستجو می‌کردم و می‌نوشتم. نویسندگی نقاط تاریک ذهن و شخصیتم را روشن کرد. من بعد از اینکه شروع به نوشتن به طور منظم روزانه یا هفتگی کردم، متوجه شدم که هوشیاری و تیزهوشی‌ام بیشتر شده، می‌توانستم به شکل زیباتر و هنرمندانه‌تری صحبت کنم و یک موقعیت را به شکل بهتری با کلمات و جمله بندی‌های خود بسازم.

عمل فکر کردن و کنکاش درباره نظرهای مختلف به نظر می‌رسید که سختی کمتری دارد و قابل دسترس‌تر و اکتسابی است. در واقع، تفکر از چیزی پیچیده و ملالت بار، چیز هیجان انگیزی می‌ساخت. من از همنشینی با ذهن خود لذت می‌بردم. بعد از اینکه بازتاب ذهنم را از شخصیتم دریافت می‌کردم، احساس پختگی داشتم. اینها همگی آثار مختلف نویسندگی است. فوایدی که من از نوشتن افکارم کشف کردم، توسط چند نفر از محققین معتبر که در زمینه جستجوی فواید آثار مثبت روانشناختی و سلامتی حاصل از نویسندگی تحقیق کرده‌اند، تایید شده است. فواید و آثاری که می‌توانید از طریق نویسندگی به طور منظم و مستمر به دست بیاورید.

اگر نه همیشه، اما یک دفتر و قلم را به طور ثابت برای خود داشته باشید و نوشتن را آغاز کنید، تاثیرات مثبت آن را خواهید دید.

شاید با خودتان بگویید: «ولی من که نویسنده نیستم! من حتی یک جمله منسجم را هم نمی‌توانم بگویم. من هیچوقت ارنست همینگوی نمی شوم.» اما شما قرار نیست همینگوی باشید. حتما قرار نیست یک نویسنده حرفه‌ای باشید تا از فواید مثبت نویسندگی بهره ببرید. در واقع، اگر حتی هر روز به مدت دو دقیقه هم برای نوشتن وقت بگذارید، می‌توانید از فواید نویسندگی بهره‌ مند شوید. پس سخت نگیرید. شما قرار نیست رمان بنویسید.

بیشتر بخوانید
۵ شکل اضطراب که باعث می‌شود کارهایمان را عقب بیندازیم

سبک نوشتنی که محققین آن را مورد مطالعه قرار دادند، توسط روانشناسی به نام جیمز پنبیکر در دهه 1980 منتشر شد که نام این سبک نویسندگی را “نویسندگی گویا” (expressive writing) گذاشت. نویسندگی گویا، سبکی از نویسندگی است که به کمک آن، افکار و احساسات خود را نسبت به یک موضوع مشخص، مانند ضربه‌های روحی یا خاطره خوش و به یاد ماندنی از زمان 15 الی 20 دقیقه‌ای که در طول چند هفته اخیر داشته اید، روی کاغذ می‌آورید.

چه در یک وبلاگ بنویسید و چه در دفتر خاطراتتان فرقی نمی کند. مهم این است که افکار خود را می توانید با نوشتن سازماندهی کنید.

از همان ابتدای معرفی و مفهوم سازی اولیه نویسندگیِ گویا، توسط پنبیکر و فواید آن بر سلامت جسم و روح، مطالعاتی برای بررسی این فواید انجام شد و آثار مثبت دیگری را هم کشف کرد. آثاری مانند سلامتی ذهن، بهبود عملکرد ادراکی مغز، یادگیری و یادآوری بهتر و بهبود روابط میان فردی از آن جمله هستند. در ادامه یک آزمایش سطحی از برخی یافته‌های اساسی ارائه شده است. البته بیشتر فواید نویسندگی گویا از طریق تحقیقات ثابت شده است.

تحقیقات ثابت کرده است که نوشتن درباره اثرات قابل درک یک ضربه روحی، تا حد زیادی می‌تواند به بهبود حال فرد کمک کند و نیاز او به ملاقات با دکتر را کاهش دهد. دو محقق به نام کینگ و ماینر در سال 2000 دریافتند که افراد شرکت کننده در تحقیق آنها، وقتی درمورد ضربه‌های روحی خود می‌نوشتند، بهتر می‌توانستند مفاهیم را درک کنند. علاوه بر این، محققین دریافتند که نوشتن می‌تواند به کاهش افکار ناراحت کننده و افسردگی هم کمک کند. به نظر می‌رسد که وقتی درباره یک اتفاق دردناک، غم انگیز، استرس زا و منفی زندگی خود می‌نویسید، بهتر می‌توانید احساسات و افکار پیچیده و ناراحت کننده‌تان را مدیریت کنید.

هر چقدر بیشتر درباره رویدادهای احساسی زندگی خود بنویسید، خاص تر و ویژه تر خواهید بود. سه نفر دیگر از محققین به نام‌های ریلنک، فیلیپات و رایم در سال 2010 ثابت کردند که سطح خاص بودن رابطه مستقیمی با سطح آسودگی و راحتی دارد و هرچقدر خاص تر باشید، آسوده تر خواهید بود. وقتی افکار و احساسات خود را روی کاغذ می‌ریزید، حسی از سبکی و شفافیت به سراغ شما می‌آید. در چنین شرایطی، می‌توانید از بیرون به درد و رنج خود نگاه کنید و آن را ارزیابی کنید و در نتیجه مفهوم را پیدا کرده و برایش درمانی بیابید.

با این وجود، فواید نویسندگی محدود به نوشتن درباره ضربه‌های روحی، اتفاقات منفی و استرس زا نیست. بلکه برعکس. نوشتن درباره اتفاقات مثبت زندگی می‌تواند حال خوب شما را بیشتر کند. برتن و کینگ در سال 2004 دریافتند که نوشتن درباره خاطرات مثبت وضعیت روحی شما را تقویت می‌کند.

علاوه بر این، نوشتن مستمر برای انعکاس اتفاقات می‌تواند با کاهش شدت حساس شدن در زمان رویارویی با اتفاقات منفی زندگی، باعث افزایش رضایت شما از زندگی شود. درحالی که شما فقط با انعکاس اتفاق‌های مثبت زندگی خود حتی بدون اینکه درباره آنها بنویسید، می‌توانید میزان رضایت خود از زندگی را افزایش دهید. یک تاثیر عجیب ولی جالب نوشتن این است که شما را از جنبه روحی از درد دور نموده و به تحمل درد کمک می‌کند. با این حال، نوشتن در زمان لذت از یک اتفاق مثبت، فایده زیادی ندارد. بهتر است که خودِ همان اتفاق مثبت را تجربه کنید و از آن لذت ببرید. چون نوشتن باعث می‌شود که از آن حس شادی و لذت آن لحظه دور شوید. ولی وقتی درباره یک شادی قدیمی می‌نویسید، می‌توانید با نوشتن خود آن را یادآوری کرده و دوباره زنده‌اش کنید.

بیشتر بخوانید
۷ سوالی که ممکن است قبل از رفتن نزد یک روانشناس برایتان پیش بیاید

نویسندگی گویا، به شما کمک می‌کند تا به احساسات‌تان نظم بدهید. نوشتن به افراد کمک می‌کند تا زخم‌های درونی و روحی‌شان را التیام بخشیده و به بخشندگی برسند. من به شخصه خودم با کسب تجربه، دریافته‌ام که نوشتن کمک می‌کند، جسورتر و با شهامت‌تر باشید. وقتی بتوانید قبل از گفتگو با کسی، حرف‌های جسورانه خود را روی کاغذ بنویسد، قطعا می‌توانید با شهامت بیشتری با او حرف بزنید.

قدرت نوشتن به کاهش درد ناشی از اتفاقات منفی کمک می‌کند و باعث افزایش لذت و خوشی اتفاقات مثبت زندگی می‌شود. همچنین قدرت ذهن شما را هم بیشتر می‌نماید. برتن و کینگ در سال 2009 دریافتند که نویسندگی، سطح شناخت جهانی را هم افزایش می‌دهد. نویسندگی گویا، با آزاد کردن بخشی از ذهن که درگیر اضطراب است، ظرفیت حافظه را بالا می‌برد. نوشتن درباره اتفاقات منفی زندگی، باعث کاهش افکار مزاحم و منزوی کننده می‌شود. همچنین نوشتن به روند یادگیری در شخص کمک می‌کند. نوشتن درواقع به شما کمک می‌کند تا افکار خود را به شکل منسجمی گرآوری و مرتب ساخته و حوزه عواطف و احساسات‌تان را گسترش دهید. وانگ و راشلن درسال 2009 دریافتند که نوشتن درباره موضوعات عاطفی به مردان جوانی که از نظر احساسی دچار محدودیت هستند، کمک می‌کند تا بتوانند این محدودیت را کمتر تجربه نمایند. این نمونه بخصوص بسیار برای من جالب بود چون با مردان زیادی کار می‌کردم که درگیر عواقب هوش هیجانی پایین بودند.

خوشبختانه این اطلاعات به ما این مژده را می‌دهند تا اهمیتِ تمرینِ نوشتنِ مستمر را بیشتر بدانیم و در نظر داشته باشیم که چه تاثیری روی زندگی ما دارد. شما حتی با نوشتن در مدت زمان حداقل دو دقیقه در روز می‌توانید تاثیر مثبت آن را درک کنید. فقط دو دقیقه!

اگر این دو دقیقه را هم وقت ندارید، باید فکری اساسی به حال زندگی خود بکنید. اما یادتان نرود؛ شما قرار نیست ارنست همینگوی باشید و قرار نیست مانند یک نویسنده حرفه‌ای رمان بنویسید. حتی ممکن است نثر شما افتضاح باشد؛ ولی مهم نیست! چون کیفیت متن شما هیچ تاثیر منفی روی فواید نوشتن ندارد. پس بهتر است همین حالا خواندن متن من را تمام نمایید، قلم به دست بگیرید و شروع به نوشتن کنید.

مطلبی که خواندید، نوشته‌ای بود از Dan Bates در خصوص فواید نوشتن. آقای Bates، مشاور بالینی در حوزۀ روانشناسی و بهداشت روان است. او همچنین راهنمایی تحت عنوان “حتی یک قهرمان هم به مشاوره نیاز دارد” در سال 2016 منتشر کرد.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.